《”سالِ مَنِ چهار تومان”》
یقینا صحبت از سختی‌ها و مشکلات زندگی اجدادمان در گذشته، بی اثر در نحوه تفکرات و زندگی ما و خصوصا فرزندانمان نخواهد بود. و باعث قدر شناسی بیشتر و شکر نعمت خواهد شد.
و اما “سال من چهار تومن”:
اصطلاح قدیمی که هنوز هم درهنگام گفتگو با پیران خصوصا درزمان بازگویی خاطرات تلخ خود از گذشته های دور و سال های سخت بر زبانشان جاری می شود، که البته در پاسخ علت و مفهوم این جمله و داستانش توضیح خوب و کاملی نمیتوانند ارائه دهند.
با کمی دقت و اندیشیدن در این باب، این معنی و مفهوم به ذهن متبادر می شود که:
این اصطلاح قدیمی نوعی آدرس زمانی است. که بخاطر عدم به یاد ماندن تاریخ و زمان وقایع، بجای اینکه تاریخ آن زمان را بگویند، آن سال را با این جمله (سال من چهار تومان) به یاد دارند .
یعنی: آن سالی که هر “من” چهار تومان بود.
و غالبا چون در هنگامی که می خواهند از سختی های گذشته صحبت کنند، این جمله را بر زبان می آورند، یقینا ثبت این عبارت در خاطرشان به دلیل قحطی و مشکلات آن سالها بوده است.
از طرفی چون گندم تعیین کننده مبادلات بوده و همچنین نقش موثری در نحوه زندگی و معاش مردم داشته است، یقینا منظور از« مَن » سه کیلو گندم بوده و گران شدن بیش از حد گندم سختیها و اتفاقات ناگواری بهمراه داشته است .
غم انگیز تر اینکه در محاسبه انجام شده اگر الان قیمت گندم به من ۲۰۰ هزار تومان برسد برابر با قیمت ۴ تومان آن زمان است که جور کردن این مبالغ یا پول برای مردم خصوصا روسائیان غیرممکن بوده ،امیدواریم توضیحاتمان ناقص و یا اشتباه نباشد و چنانچه کسی توضیح بهتر و کاملتری دارد ارسال نماید.
@diyareshadi
پس از اولین انتشار این یادداشت، افراد مختلف، ضمن تایید مطلب، یادداشتی برای این مطلب ارسال نمودند.👇

✅نظر یک فعال سیاسی و اقتصاد دان:
موضوع بر میگردد به وقایع زمان جنگ جهانی دوم و ورود متفقین به ایران که غلات را برای ارتشیان خود گرفتند و قیمت آن بشدت افزایش یافت. و قحطی پدید آمد که صد ها هزار نفر را در آن جان دادند.
قیمت گندم به منی ۴ تومان رسید که از منی حدود ۲۰۰ هزار تومان نسبت به زمان حال نیز بیشتر بوده است.
✅نظر یک عضو کانال:(آقای حسین پسندیده فیض آباد)
اتفاقا الان مشغول خواندن رمان “سووشون” از سیمین دانشور هستم. که موضوع کتاب به اشغال ایران توسط متفقین مربوط است.
قهرمان داستان ، شخصی بنام یوسف است که معتمد مردم است و غلات در اختیار اوست. نیروهای حکومتی، یوسف را تحت فشار قرار می دهند تا غلات را به ارتش متفقین بفروشد. ولی او با اقتدار در مقابل فرماندار شیراز و نیروهای متفقین ایستاده است. و می گوید حق رعیت را به اشغالگران زورگو نمی دهم.
@diyareshadi

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: +1 (from 1 vote)
《"سالِ مَنِ چهار تومان"》, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating