مقاله تحلیلی نماینده تربت حیدریه،مه ولات وزاوه به مناسبت روز مجلس

IMG_7400 (70222)

مقاله تحلیلی تشریحی استاد دکتر ابوالقاسم خسروی نماینده مردم شریف تربت حیدریه و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی بمناسبت روز مجلس و سالگرد شهادت شهید و تکریم تلاشها و مجاهدات نماینده با شهامت، دیپلمات با کیاست، و روحانی با دیانت که اسقامتش استعمار پیر انگلیس و عوامل و نوکران جیرخوار داخلی اش از جمله رضاخان قلدر را به زانو  در آورد.

در روزهای “گرم”اذر ماه ۹۳ بیاد می آوریم روزهای “سرد”و سوزناک اذرماه ۱۳۱۶ شمسی..ایامی که سوز سرمای زمستانی دیکتاتوری رضاخانی تا مغز استخوان ملت ایران را میسوزاند .. بالاخره برف زمستانی سرد و یخ زده خباثت و رذالت و دئانت رضاخانی اوج قله سربه فلک کشیده شجاعت و دیانت و سیاست را پوشاند و در آذرماه ۱۳۱۶ سید حسن را به شهادت رساند .

مدرس الگوی کامل یک سیاستمدار دینی  و یک دیپلمات ملی و یک نماینده مردمی

دهم آذرماه هرسال مصادف است با روز مجلس روزی که به پاسداشت نماینده بزرگ مرتبه و والامقام ایرانی اسلامی شهید ایه الله مدرس نام گرفته است و با گذشت حدود یک قرن و نیم هنوز برجستگیها و خصوصیات منحصر بفرد این نماینده حکیم و فقیه بر زبان ها جاری است  و هنوز ویژگیهای خاصش در مدت وکالت مردم در مجلس شورای ملی ان زمان زابانزد خاص وعام است در این مقال کوتاه گفتن از مردی بزرگ و بلند مرتبه کاری است گزاف ولی به پاس تکریم این انسان عالم سیاست پیشه، عارف مسلک مختصری از منش و روش او می گوییم

شهید سید حسن مدرس در شرح حالی که به قلم خویش نگاشته بودخود را از سادات طباطبایی زواره معرفی کرده است. اسناد تاریخی و نسب نامه ای که آیت الله العظمی مرعشی نجفی – ره تنظیم نموده اند، نسب این سید بزرگوار را پس از ۳۱ پشت، به امام حسن مجتبی علیه السلام می رساند.

مدرس در نگاه دیگران

قبل و بعد از حیات شهید اندیشمندان سیاستمداران روحانیون نخبگان فکری و فرهنگی و روشنفکران زیادی از مدرس و منش و روحیات انسانی و اسلامی او به نیکی و بزرگی یاد کرده اند که به چند مورد  مهم اشاره می کنیم:

جایگاه و شخصیت ممتاز آیة‏اللّه‏ سیدحسن مدرس در نگاه حضرت امام خمینى ره

 انچنان این شهید بزرگوار نزد امام بلند مرتبه و عزتمند است که با دقت در کارنامه زندگی سیاسی و شخصی حضرت امام متوجه می شویم که شهید مدرس در گفتار و رفتار سیاسی امام تاثیر به سزایی داشته است تا جایی “مدرس شناسی” را امام تجویز و توصیه کرده  و میفرمایند:«برماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی و اعتقادی او مدرس را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم ، زیرا که او زنده است و الگوی تمامی مبارزان است».

به قدری تاثیر شهید مدرس در کلام و عمل سیاسی حضرت امام مشهود است که بامطالعه سخنان و گفتارهای حضرت امام روشن میگردد که ایشان حدودا در سی و هفت مناسبت مختلف از راه و روش و منش و فکر سیاسی و اخلاقی شهید مدرس برای اثر گذاری در نهضت خود قبل و بعد از پیروزی یاد می کنند تا جایی که میشود گفت هیچ شخصیت سیاسی و مذهبی به این اندازه در اندیشه سیاسی و حکومتداری امام موثر نبوده است چه در تحلیل رفتار سیاسى در مورد براندازى رژیم سابق و جه دررفتار سیاسى در دوران استقرار نظام جمهورى اسلامى.

ایشان به مناسبتهای متعدد قبل از پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی همواره از رفتارها و گفتارهای شهید نمونه برداری و یاداوری مینماید مثلا در برخورد با کاپیتلاسیون با یاد اوری از کلام شهید مدرس می گویند:

مدرس گفت:حالا که ما بناست از بین برویم چرا خودمان از بین ببریم خودمان را؟ رأى مخالف داد و بقیه جرأت پیدا کردند و رأى مخالف دادند»

لذا امام همواره از قوت و قدرت روحى مدرس، شجاعت و شهامت در برابرتهدید قواى خارجى، ساده‏زیستى طلبگى و امتناع ازجذب به قدرت سیاسى و مقام و ریاست و یاد می کند . از الگو قرار دادن مدرس براى نخبگان سیاسى و نمایندگان مجلس به منظور پرهیز از دنیاطلبى واهمیت انسان‏سازى اندیشه‏هاى او براى مراکز آموزشى و…همواره می گفتند و یاد می کردند.

بالاخره در عظمت و بزرگی شهید مدرس همین را بس که امام این جمله تاریخی را در وصف ایشان فرمودند « مدرس زنده است تا تاریخ زنده است»

مقام معظم رهبری

حضرت ایه الله خامنه ای همواره با برشمردن خصایص و ویژگیهای شهید مدرس به عنوان الگو ی یک نماینده ازاد اندیش و مبتکر و با شهامت یاد میکنند ایشان در جایی می فرمایند:

«هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگرى در او اثر نمى‌کرد.» و همین ویژگی را رهبری معظم از  خصوصیات یک نماینده خوب در مجلس معرفی میکنند.

ایشان مبارزات ان روز سید را با دیکتاتوری رضا خان را روشن کننده مسیر نهضت بر میشمرند و میفرمایند :«فریادهاى مرحوم آیت‌اللَّه مدرس در صحن مجلس ملى آن روز در مقابله‌ى با رضاخان و دیگران اینها برقه ایى در این فضا روشن کرد؛ دلها را روشن کرد، عزم‌ها را محکم کرد. نهضت به وسیله‌ى پیشروان این فکر شروع شد»

یکی دیگر از برکات مبارزه شهید مدرس را مقام معظم رهبری اتحاد دین و سیاست میداند که میفرمایند:«اثبات یگانگی دین و سیاست و تحقق خواسته های تاریخی ملت در این کشور، حاصل فداکاریهای بی شمار نخبگان و جانبازی شهیدان معظم، همچون مدرس است »«مدرس کسی بود که با فراست خویش ماهیت ضدّ اسلامی و ضدّ مردمی رضاخان را تشحیص داد و هم با شجاعت کم نظیری با او به مبارزه پرداخت»

مقام معظم رهبری ساده زیستی شجاعت دانش و تقوا و اخلاص را از دیگر ویژگیهای شهید می دانستند

«آیت ا… حاج میرزا حسن شیرازی»، صاحب فتوای تاریخی تحریم تنباکو

صاحب فتوای تنباکو مرجع تقلید عصر خود از توانایی ها و فراست او می گوید : «این اولاد رسول الله، پاکدامنی اجدادش را داراست و در هوش و فراست گاهی من را به تعجّب می افکند. در مدتی بسیار کوتاه از تمام هم درسهایش در گذشته و در منطق، فقه و اصول، سرآمد همه ی یارانش می باشد و قوّه ی قضاوت او در حدّ کمال و نهایت درست کاری و تقوی است »

دکتر میلسپو، کارشناس مسایل نفتی آمریکا

اعتراف دشمنان و خارج نشینان به شخصیت شهید نیز جالب است و نشان از فراتر رفتن این بزرگ منشی و ذکاوت به خارج از مرزها دارد .در آن زمان دکترمیلسپوامریکایی به ایران می آمد و رفت امد داشت او برای اصلاح امور مالی ایران، در رأس یک هیأت دوازده نفره به کشور ما آمده بود. وی در رابطه با شخصیّت شهید مدرّس گفته است:

«مشخص ترین چهره و رهبر روحانیون در مجلس، مدرّس می باشد که اخیراً به عنوان نایب رییس اوّل مجلس انتخاب شده است. شهرت مدرّس بیش تر در این است که برای پول اصلاً ارزشی قایل نیست. او در خانه ی ساده ای زندگی می کند که به جز یک قالیچه، تعدادی کتاب و یک مسند، چیز دیگری در آن وجود ندارد. لباس روحانیون را می پوشد و مردی است فاضل. در ملاقات با او محال است که کسی تحت تأثیر سادگی و هوش و قدرت رهبری او قرار نگیرد»

عارف واصل و کامل حضرت آیت ا… حاج سیّد محمد رضا بهاءالدّینی

عارف معاصر مرحوم بهاالدینی شخصیت شهید را از یک رجل علمی و دینی بالاتر می دانند و می فرمایند «مرحوم مدرّس یک رجل علمی و دینی و سیاسی بود و این گونه فردی مهم تر از رجل علمی و دینی است، زیرا این مظهر ولایت است که اگر ولایت و سیاست مسلمین نباشد، دیگر فروغ اسلامی تحقّق کامل نمی یابد.»

اندیشه‌‌ سیاسی‌ شهید آیت الله مدرس

مدرس مسلمانی جامع الاطراف عارفی دست و دل پاک و سیاستمداری کیاس و نماینده ای فعال و با نشاط و با شهامت بود که این مقال کوتاه را توان احصا همه شخصیت ان بزرگوار را ندارد ولی اب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید.

این انسان وارسته و سیاستمدار برجسته خصوصیات والایی داشت از جمله اخلاق و ایمان تقوا وداشتن دغدغه دینی، شجاعت و شهامت ،قناعت، اراده ی خلل ناپذیر طمع کم، ساده زیستی، پرهیز از تجمل گرایی، مبارزه با استعمار و دانش و و سواد علمی بالا که بر اساس مواضع ایشان  برخی از برجسته ترین ها را ذیلا تشریح می کنیم :

 ۱ـ اتحاد و انسجام ملی

«وحدت ملی» را شهید در قالب اصطلاح خاص خود تحت عنوان «جامعیت»ذکر می کند و می فرماید « بقای‌ هر قومی‌ به‌ حفظ‌ جمع‌ بین‌ افراد آن‌ قوم‌است‌. اگر قومی‌ صدمیلیون‌ افراد داشته‌ باشد و حفظ‌ جامع‌خودشان‌ را نکنند، آن‌ قوم‌ کالجراد المنتشر، یک‌ افرادی‌ هستندمتشتت‌ و هیچ‌ اثر و فایده‌ اجتماعی‌ بر آن‌ کثیره‌ مترتب‌ نخواهدبود. ترقی‌ و تعالی‌ هر قومی‌ به‌ این‌ خواهد شد که‌ جامع‌ میان‌خودشان‌ را نگهداری‌ کنند»

لذا شهید معتقد است که باید ملت در عین تکثرزبان و لباس و فرهنگ قومی و قبیله ای ،در عین حال متحد منسجم و همدل باشند همان که حضرت امام و مقام معظم رهبری بارها تحت عنوان وحدت کلمه و اتحاد نیروهای درون نظام به ان اشاره نموده اند شهید در این خصوص می فرمایند :

«غرض اصلی ما یک جامعه ای است که یک قسمت بزرگ دنیا در آن جامعه شرکت دارد و آن اسلام است. ما خیلی همبستگی اسلامی خود را از دست دادیم، بالاخره باید بیدار شده هوشیار شویم و جامعه خودمان را حفظ کنیم.»

۲ـ توجه و علاقه به سرزمین ایران‌

شهید والامقام بسیار به ایرانی و مردم ایران اظهار علاقه و ارادت می کرد و دوست داشت خدماتش در ایران و برای مردم ایران باشد . در زمان کسب درجه اجتهاد در نجف از طرف مراجع پیشنهاد رفتن به هندوستان می دهند ولی گوید:«اگر من‌ بتوانم‌ خدمتی‌ بکنم‌، باید به‌ ایران‌ بروم‌ و به‌ مردم‌ ایران‌خدمت‌ کنم‌.»

ایشان در باب علاقه به سرزمین ایران می افزایند«..همه‌ جای‌ این‌ جهان‌، سرزمین‌ من‌ است‌ و من‌ از میان‌ این‌سرزمین‌ ها، سرزمین‌های‌ اسلامی‌ را بیشتر دوست‌ می‌دارم‌ و ازمیان‌ سرزمین‌های‌ اسلامی‌، نسبت‌ به‌ ایران‌، علاقه‌ی‌ خاصی‌ دارم‌..‌.»

شهید مدرس در باب صیانت و حفاظت از خاک و حریم ایران نیز حساس و در دفاع از وطن غیرت دینی و همت ملی داشت و می گفت «..هرکس‌ بدون‌ اجازه‌ وارد خاک‌ ایران‌ بشود، خواه‌ عمامه‌ای‌باشد، خواه‌ شاپویی‌، او را با تیر می‌زنیم‌. بعد اگر مسلمان‌ بود براو نماز می‌خوانیم‌ وگرنه‌، چالش‌ می‌کنیم‌..»

۳ـ ذکاوت سیاسی ‌ و رد سلطه استعمار

شهید مدرس در اولین ساعات انعقاد قرارداد منحوس ۱۹۱۹ متوجه خیانت به کشور و خدشه به استقلال ایران شد و در اولین موضعگیری فرمودند: «۱۳ ذیقعده سال ۱۳۳۷ ه . ق . یک روز نحسی از برای ایران بود و یک قرارداد منحوسی بدون اطلاع احدی منتشر شد. مردم کمال غفلت را داشتند که این قرارداد منحوس چیست، الا افراد نادری که از جمله بنده بودم که در همان ساعت که قرارداد انتشار یافت‏ با آن مخالف شدم».

او با ژرف نگری انرا«مخالف استقلال» «‌ مضر به‌ دیانت‌ اسلام»« مخالف سیاست‌ بی‌طرفی» ایران دانست فرمود:«این‌ قرارداد می‌خواهد استقلال‌ مالی‌ و نظامی‌ ما را از دستمان‌بگیرد، چون‌ اگر بنا باشد ایران‌ مستقل‌ بماند، هر چیزش‌ بایددست‌ ایرانی‌ باشد. حالش‌، مالش‌، حیثیتش‌، چه‌اش‌، چه‌اش‌،همه‌ چیزش‌ باید دست‌ ایرانی‌ باشد؛ اما این‌ قرارداد، یک‌ دولت‌خارجی‌ را در دو چیز مهم‌ مملکت‌ ما شریک‌ می‌کرد: در پولش‌و در قوه‌ی‌ نظامی‌اش‌…»

شهید هنگام مخالفت با برنامه های دولت مستوفی الممالک نیز اظهار داشت:«در این مملکت و شهر شما، مقلّد سیاست هیچ یک از رجال این مملکت نیستم. یعنی رجلی را سراغ ندارم که فکرش در سیاست عالی تر باشد از خودم، که من کورکورانه تقلید کنم. مقلّد سیاست هیچ یک از رجال این مملکت، چه اروپا رفته و چه اروپا نرفته، چه پیر و چه جوان نبوده ام و در سیاست، دماغی بالاتر از دماغ خودم ندیده ام… از روی دلیل و برهان باید بگویم، بشنوم و بفهمم تا موافقت با سیاست کسی داشته باشم»

    اندیشه ورزی در سیاست خارجی

واقعا شهید مدرس علیرغم اینکه ظاهرا در کسوت طلبگی بود وبیشتر مانوس با دروس حوزوی بود ولی در سیاست خارجی نیز اهل نظر و اندیشه راهبردی بود .وی شدیدا مخالف دخالت دولتها در امور داخلی ایران بود و در این زمینه حساسیت به خرج می داد.

 ایشان در باب مرواده با همسایگان به رابطه حسنه با آنها مذعن بود و میفرمود: «چون‌ از ناحیه‌ی‌ ما زیانی‌ نیست‌، چه‌ زیان‌ سیاسی‌ یا پلتیکی‌نسبت‌ به‌ تمام‌ دول‌ خصوصی‌ یا دول‌ همسایه‌، بلا استثنا وهمیشه‌ در سیاست‌ و در اقتصاد، روابط‌ حسنه‌ داشته‌ایم‌ و بایدهم‌ داشته‌ باشیم‌…»

ایشان در عین توازن رابطه با همه کشورها و رابطه متعادل و دوجانبه به همه نسبت به کشورهای اسلامی اولویت قایل بود«دولت‌ و ملت‌ ایران‌ باید سیاستش‌ نسبت‌ به‌ دول‌ عالم‌ به‌ نظرواحد باشد. سیاستش‌ این‌ تقاضا را دارد، ولی‌ بر همه‌ واضح‌است‌ که‌ دول‌ و ملل‌ اسلامی‌ طبیعتاً یک‌ خصوصیتی‌ با هم‌دارند.. البته‌ باید ما هم‌ یک‌ نظر خصوصی‌ به‌ آن‌ها داشته‌ وروابط‌ حسنه‌ی‌ خاص‌ با آن‌ها پیدا کنیم‌.»

شهید بزرگوار شدیدا به استقلال اعتقاد داشته و از پایه های استقلال گسترش ارتباطات و سلامت وزارت خاترجه می داند و می افزود:«… حقیقتاً و فی‌ نفس‌الامر، مملکت‌، مستقل‌ بودنش‌ به‌ دو چیزاست‌. یکی‌ وزارت‌ خارجه‌ و یکی‌ هم‌ این‌که‌ مملکت‌ به‌ همه‌ جادر داشته‌ باشد. به‌ عقیده‌ی‌ من‌ مملکتی‌ که‌ در به‌ همه‌ جا دارد ووزارت‌ خارجه‌اش‌ محکم‌ است‌، در دنیا استقلال‌ دارد و این‌معنی‌ استقلال‌ است‌. حالا در همه‌ جا داشته‌ باشد، معنی‌ این‌ رایک‌ وقتی‌ به‌ مناسبت‌ می‌گویم‌ که‌ باید ملتفت‌ شد که‌ هر کس‌بخواهد از استقلال‌ دولتی‌ بکاهد از درهایش‌ می‌کاهد»

۴ـ اندیشه‌ روشنفکری‌

شهید مدرس در ان زمان که مصادف بود با هجوم تجدد غربی در میان کشورهای اسلامی نه مانند خیلی ها شیفته و شایق فرهنگ و تجدد غرب چشم و گوش بسته شد نه مانند خیلی ها با تعصب و کم بینشی انرا رد و نفی کرد بلکه حتی گاهی برخی را به یادگیری و فراگیری برخی مثبتات فنون تمدن و تجدد غربی تشویق کرد ایشان معتقد به استفاده از نکات قوت تجدد غربی شد ولی درعین حال از برتری و ارزش اندیشه ناب اسلامی- ایرانی غافل نشد:

«این‌که‌ ما تعقیب‌ از مقالات‌ روسو نمی‌کنیم‌، برای‌ این‌ است‌ که‌افکار عالیه‌ی‌ محمد بن‌ عبدالله‌ (ص‌) را برای‌ نظم‌ اجتماع‌ بهتر ازافکار روسو می‌دانیم‌.»

۵ـ اندیشه‌ی‌ قانونمندی‌

قانون را سنگ بنای کشور و حتی راه حل مشکلات عدیده کشورمی دانست و همه را مقید به تبعیت از قانون می دانست حتی خود قانون گذاران و مهمتر از همه دولت را در اجرای سیاستها مقید به اجرای قانون می دانست. و از طرفی معتقد بود قانون باید متناسب با زمان و مکان و فرهنگ هر کشور باشد :

«… ماهیت‌ قانون‌ هم‌ باید به‌ جای‌ خودش‌ باقی‌ باشد. اگر تمام‌علوم‌ اروپا را هم‌ بیاوریم‌ و بخواهیم‌ قانون‌ وضع‌ کنیم‌، محقق‌است‌ که‌ زحمت‌ بیهوده‌ای‌ است‌ و شباهتی‌ به‌ قانون‌ ما ندارد»

ایشان به رعایت مصالح مصلحت مردم در قانون تاکید داشت :

«… اگر قانون‌ اجرا نشود و توی‌ دهن‌ مردم‌ بخورد، برای‌ ماتعریفی‌ ندارد. ما باید قانونی‌ درست‌ کنیم‌ که‌ به‌ درد مردم‌ بخوردو به‌ صلاح‌ مردم‌ باشد…»

ایشان قانون اساسی را «رساله‌ی‌ علمی‌ دولت‌ ایران‌»می‌خواند ومی گفت همه باید به قانون اساسی پایبند باشند ومی گوید«پس‌ دستوری‌ که‌ ملت‌ به‌ اداره‌کنندگان‌ داده‌،همین‌ قانون‌ اساسی‌ است‌.» «حاکم‌ با قانون‌ اساسی‌ است‌ و هر چه‌ او حکم‌کند، متبع‌ است‌.»

مدرس حتی مجلس را نیز مقید به قانون خود دانسته و به نمایندگان در عدم رعایت قانون نهیب میزند:

«…اگر یک‌ روز هم‌ به‌ عمر مجلس‌ شورای‌ ملی‌ باقی‌ بماند، یک‌کسی‌ بر خلاف‌ اساس‌ مشروطیت‌ اقدام‌ کند، از وکالت‌ منعزل‌است‌…»

۶ـ مجلس‌ و جایگاه‌ آن‌

مدرس‌ برای‌ مجلس‌، جایگاهی‌والا را در نظام‌ حکومتی‌ ترسیم‌ می‌کند که هیچ‌کدام‌ ازسایر قوای‌ کشور‌ را  همطراز و همردیف‌ با آن‌ نمیداند. این‌ نگاه‌ در واقع‌ ناشی‌ ازبرتری‌ قانون‌ اساسی‌ بر دیگر قوانین‌ و برتری‌ مجلس‌ و وکلای‌ آن‌ بر دیگرقواست‌.دلیل مدرس به این است که چون مجلس برخاسته از مردم و انتخاب مستقیم مردم است : «… ما ولی‌ نیستیم‌. وکیل‌ هستیم‌ و بایدنظر موکلین‌ خود را بدانیم‌.. این‌ وکالت‌ به‌ مجلس‌ قدرت‌ می‌دهد تا دربالای‌ دست‌ تمامی‌ نهادهای‌ دیگر قرار گیرد» «… هر کاری‌ در مملکت‌حکومت‌ ملی‌ باید به‌ اداره‌ی‌ ملت‌ باشد و باید مجلس‌ شورای‌ ملی‌ رأی‌بدهد… اراده‌ی‌ ملت‌ حاکم‌ است‌…»

شدیدا دولت را مقید به تبعیت از قوانین مجلس میدانست و میگفت : «هر کدام‌ از این‌ها، دولت‌ مستقلی‌ هستند، باید تابع‌ قوانین‌ این‌مجلس‌ باشند. نمی‌خواهند باشند، آن‌ها را به‌ خیر و ما را به‌سلامت‌.»

«… دولت‌ غیر از اجرای‌ قوانینی‌ که‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ تصویب‌کرده‌، هیچ‌ کار و وظیفه‌ای‌ ندارد…» «… وزیر باید مجری‌ قانون‌باشد… وزیر اگر عالم‌ هم‌ باشد در غیاب‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌نباید خودش‌ یک‌ قانونی‌ وضع‌ کند…»

دامنه فعالیت و نظارت مجلس را گسترده دانسته می فرمود«… شغل‌ مجلس‌ اختصاص‌ به‌ مالیه‌ی‌ مملکت‌ ندارد. باید درجنگ‌ کردن‌، در تعمیر کردن‌ و خراب‌ کردن‌ و بخشیدن‌ و همه‌ی‌این‌ها دخالت‌ کند.»

«حکومت‌ملی‌ هم‌ معنایش‌ این‌ است‌ که‌ تمامی‌ کارهای‌ عمومی‌راجع‌ به‌ خود مردم‌ است‌. مردم‌ هم‌ وکیل‌ معین‌ می‌کنند که‌ به‌امورات‌ آن‌ها رسیدگی‌ کند… البته‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ حق‌نظارت‌ دارد و باید همه‌ قسم‌ تحقیقات‌ بنماید…»

از نگاه مدرس مجلس با رعایت حدود بالاتر و مشرف بر سایر قوا قرار داشت

۷ـ اتفاق سیاست‌ و دیانت‌

از دیگر جنبه‌های‌ حایز اهمیت‌ در اندیشه‌ی‌ مدرس‌، نگاه‌ او به‌پدیده‌ی‌ سیاست‌ و دیانت‌ و رابطه‌ی‌ این‌ دو با یک‌دیگر است‌ مدرس‌ عامل اصلی انحطاط‌ مسلمین‌ در اداره‌ی‌ کشورها وسرزمین‌ها را یکی‌ نبودن‌ آیین‌ اعتقادی‌ اداره‌ کنندگان‌ با شیوه‌های‌ علمی‌اجرای‌ سیاست‌ ‌ وتلفیق واقعی دین‌ و سیاست‌ را به‌ عنوان‌ عامل‌ رهایی‌ از انحطاط‌ موجودبر می‌شمارد..«… فکر می‌کردم‌ ممالک‌ اسلامی‌ رو به‌ ضعف‌رفته‌ و ممالک‌ غیر اسلامی‌ رو به‌ ترقی‌. چندین‌ روز فکرمی‌کردم‌. بالاخره‌ فهمیدم‌ که‌ ممالک‌ اسلامی‌، سیاست‌ و دیانت‌را از هم‌ جدا کرده‌اند، ولی‌ ممالک‌ دیگر، سیاستشان‌ عین‌دیانتشان‌ یا جزو آن‌ است‌. لهذا در ممالک‌ اسلامی‌، اشخاصی‌ که‌متدین‌ هستند، دوری‌ می‌کنند از کسانی‌ که‌ داخل‌ سیاست‌هستند. آن‌ها که‌ دوری‌ کردند، ناچار همه‌ نوع‌ اشخاص‌، رشته‌ی‌امور سیاست‌ را در دست‌ گرفته‌ و لهذا رو به‌ عقب‌ می‌رود…پیغمبر اکرم‌(ص‌) که‌ مؤسس‌دیانت‌ بود، رییس‌ سیاست‌ بود. از آن‌ وقت‌ که‌ اختلاف‌ پیدا شد،ممالک‌ اسلام‌ رو به‌ ضعف‌ رفت‌.»

وی در مطلبی دیگر می فرمایند :«مسلمان باید به دو بال علم و تقوا مجهز باشد. انگلیسیها علم دارند، اما تقوا ندارند، اگر مسلمین علم و تقوا داشته باشند، هیچ کس بر آنها مسلط نمی شود.»

این کلام گهربار و استراتژیک شهید همواره چون خورشید می درخشد و سرزبانها است که «دیانت ما عین سیاست ماست، سیاست ما عین دیانت ماست. ما با همه دوستیم، مادامی که با ما دوست باشند و متعرض ما نباشند.»

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)