“به من چه” …

سر یک چهار راه ایستاده اید.
ناگهان شتررررررق…
دو تا ماشین به هم می خورند.
راننده ها بیرون می آیند و با هم مشاجره می کنند.
شما هم جلو می روید و می گویید چی شده؟؟؟
بعد از چند لحظه … بدترین جواب را می شنوید:
“به تو ربطی ندارد”.
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
کمی به عقب بر می گردیم،
لحظه ای که تصمیم می گیرید به سمت صحنه تصادف بروید.
به خودتان کلنجار می روید که بروید یا نه؟
دو حالت متناقض پیش روی شما قرار می گیرد.
✨حالت اول: دوست روانشناس تان قبلا به شما گفته است: همیشه بگو “به من چه” تا نشنوی “به تو چه”.
✨ حالت دوم: در یک محفل مذهبی شنیده اید که ما نباید در مقابل مسائل جامعه بی تفاوت باشیم.
شما کدام راه را انتخاب می کنید؟؟
🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀
ما نمی خواهیم جواب را به شما بدهیم. چون تمام زندگی سرشار از این تضادها و دوگانگی هاست.
اما: بزرگترین راهنما و رهبر یک انسان “عقل” اوست.
انسانهای باهوش که از عقل خود به درستی استفاده می کنند نه تنها هیچ تنشی را خلق نمی کنند بلکه حتی اگر در شرایط تنش قرار گیرند با درایت خود اوضاع را به سمت آرامش سوق می دهند.
یک انسان عاقل در شرایط فوق حداقل این سه سوال را از خودش می پرسد؟
یک حادثه تصادف تا چه اندازه به من مربوط است؟
اصلا من چه کمکی می توانم به آنها بکنم؟
فرضا که من یک امدادگر هلال احمر هستم. چگونه باید به آنها بفهمانم که می توانند روی کمک من حساب کنند؟
🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫🌫
نتیجه:
تضادی بین روانشناسی و مذهب (یا هر علمی) وجود ندارد.
این ما هستیم که با استفاده بد و یا خوب از “عقل” می توانیم شرایط متفاوتی را رقم بزنیم.

✨لا علمَ کالتفکّر.
هیچ دانشی مانند تفکر و عقل نیست.
نهج البلاغه.

حسین پسندیده فیض آباد

VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0 (from 0 votes)